دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

149

تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )

گروههاى غازىشان شناخته شده بود . اسماعيل نيز بسان آنها ملهم از مفاهيم غزوه و شايد هم عقيده كين‌خواهى خانوادگى بود . نقطه عطف در زندگى او تا زمان ظهور شمس الدين زكريا كجوجى از اهالى تبريز كه سالهايى چند وزارت آق‌قويونلوها را داشت نمود پيدا نكرد . چون گزارش‌شده كه اين مرد به اسماعيل كه او را وزير خود ساخته بود ، وضع نابسامان و گسيخته اربابان سابق خود را اطلاع داد . « 1 » بهرتقدير ، گزارشهاى او ثابت كرد كه براى كسب قدرت تا چه ميزان بايد مترصد شرايط مطلوب بود و تا چه پايه اين شرايط در اخذ قدرت دخيل است . بهرحال اسماعيل نوه اوزون حسن بود . چرا او نبايد به‌جاى پسرعموهايش به تخت سلطنت جد خود تكيه بزند ؟ حكومت صفويان به اعتبارى دنباله حكومت آق‌قويونلوها بود چون تبريز پايتخت تركمانان به‌عنوان تختگاه سلطنتى برگزيده شد و حال آنكه صحبتى از اردبيل پيش نيامد . اسماعيل وقتى كه لقب پادشاه ايران بر خود بست ( كه قبل از او از آن اوزون حسن بود ) از الگوى حكام تركمان بهره جست و اين نيز گواهى ديگر بر قضيه فوق است . ضمنا كاربست اين لقب حاكى از پيوند پيوسته با مفهوم الهى سلطنت - يعنى خورنه بود كه در روزگار اسلام به مفهوم ظل اللّه تغيير يافته بود « 2 » . ترديدى نيست كه اعلام سلطنت اسماعيل در تبريز مقام مرشدى كامل او را تحت‌تأثير قرار نداده است . بالعكس ، اين مقام ( كه فقط از آن اعضاى طريقت و نه اتباع و پيروان ديگر اسماعيل بود ) بر اثر موفقيتهاى نظامى و سياسى اسماعيل ارج و قربى درخور يافت ، چون در كنار قدرت سلطنت وى ، پيوند و سلسله پير - مريد و وفادارى ويژه قواى مسلح او قزلباشان ، اقتدار اسماعيل بيشتر تأمين شد . چنانچه ديديم ، قزلباشان بيشتر از قبايل تركمان آناتولى ، سوريه و آذربايجان بودند . اهميت آنها تا زمان جنگ چالدران كه بر بعد مهدويت و فرمندى شاه اسماعيل ضربه وارد ساخت و او را در نظر پيروانش از برج عاج تقدس فروكشيد ، كاهش نيافت . در اينجا خليفة الخلفا نفوذى بيشتر يافت چون قائم‌مقام و نايب مناب شاه در وظايف وى به عنوان مرشد كامل طريقت برشمرده مىشد . بين شاه و او تا نيمه دوم اين قرن يعنى زمان سلطنت شاه اسماعيل دوم كه اعضاى طريقت به صراحت وابستگى خود را به خليفه بيشتر از شاه مىنماياند ، اختلاف و روياروئى خاصى صورت نگرفت . رودرروئى ديگرى بر زوال آشكار

--> ( 1 ) - گرانر ، « تاريخ شاه اسماعيل اول از لابلاى تاريخ تكملة الاخبار » ، صص 90 - 88 ، 125 ، 133 ، قطعاتى كه گرانر انتخاب كرده در جزوه افنديف با عنوان Obrazovanie آمده است . ( 2 ) - از بررسيهاى جديد نگاه كنيد به : سيورى « دولت صفوى و نظام سياسى آن » ، ص 184 ؛ و حاشيه رويمر بدان در ص 213 و حاشيه امين بنانى بر سيورى « ظهور دولت جديد ايران » ، ص 14 .